السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
350
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
كرده است : « خبر داد مرا اين پيراستهى پيشوايان ، از محمّدبنعلى شاهد ، از حسنبن احمد مقرى ، از احمدبن عبداللَّهِ حافظ ، از حبيببن حسن ، از عبداللَّهبن ايّوب قرنى ، از زكريّابن يحيى منقرى ، از اسماعيلبن عباد مدنى ، از شريك ، از منصور ، از ابراهيمبن علقمة ، از عبداللَّه كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از نزد زينب دختر جحش بيرون آمده ، به خانهى امّسلمه رفت - در حالى كه نوبت او از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم بود چيزى نگذشت كه على آمد و در را به آهستگى كوبيد ، رسولخدا كوبيدن در را شنيد و امّسلمه آن را نشنيد . رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « بلند شو و در را برايش باز كن . » گفت : اى رسولخدا ، اين كيست كه منزلت او به جايى رسيده كه در را برايش باز كنم و با مچ دستانم با او روبهرو شوم در حالى كه ديروز آيهاى از كتاب خدا دربارهى من نازل شد ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ( چون شخص غضبناك ) فرمود : « اطاعت رسول اطاعت خداوند است و هر كس از رسول سرپيچى كند ، خداوند را سرپيچى كرده است . پشت در كسى است كه پرخاشگر يا نادان نيست . خداوند و پيامبرش را دوست مىدارد و خداوند و پيامبرش او را دوست مىدارند . » سپس در را برايش گشودم ، چوبهاى دو طرف در را گرفت به گونهاى كه حس و حركتى به گوشش نرسيد و من كه به پشت پرده رفتم ، اجازه گرفت و داخل شد . رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : آيا او را مىشناسى ؟ گفتم : آرى او علىّ بنابىطالب است . فرمود : « راست گفتى . رفتارش از رفتار من است ، و گوشتش از گوشت من ، و خونش از خون من ، و او جايگاه دانشِ من مىباشد . بشنو و گواهى ده : او بعد از من قاتل ستمكاران و از دينبرگشتگان و پيمانشكنان است . بشنو و گواهى ده : اگر بندهاى دو هزار سال ميان ركن و مقام خداوند را عبادت كند ، سپس خداوند را ملاقات كند در حالى كه على را دشمن بدارد ، خداوند روز قيامت او را با صورت به آتش جهنّم فرو مىاندازد . »